تبریک سال تحصیلی جدید

به نام خدا

با سلام و خیر مقدم جهت قبولی شما در مقطع جدید و ورودتان به محیط دانشگاه و جرگه دانشجویی

توجه داشته باشید که در این محیط جدید مانند طلا باشید ، یا حتی پلاتین. این مواد توسط هر چیزی احاطه شده باشند اصالت خود را حفظ می کنند و تن به تغییر نمی دهند. و لی بیچاره منیزیم. تا چشمش به اکسیژن می افتد چشمانش برق می زند در حالیکه نمی داند اکسیژن چه خوابی برایش دیده است.

یک شیمیدان 

من دکتر اطهری هستم. مدیر گروه مهندسی هسته ای، رشته ای که سفر به درون اتم است. به قلب اتم و مرکزش، یعنی هسته اش.

  شما هر رشته ای که می خوانید یک مدیر گروه دارید، که مسئول امور علمی شماست. برنامه ریزی دروس، راهنمایی اخذ دروس، مکاتبات و درخواستهای اداری شما و .. ، یک کارشناس آموزش دارید  –  در مورد رشته ما، آقای نظرپور -   که در رابطه تنگاتنگ با مدیر گروه کار       می کنند و نیازها و درخواستها و انتقادات و پیشنهادات شما را – ضمن دیگر وظایف آموزشی شان – به مدیر گروه انتقال می دهند. سپس مدیر محترم آموزش دانشکده آقای نجفی و ریاست محترم دانشکده جناب آقای دکتر رحمانی هستند. یک عده از شما مایلند هر تقاضایی دارند، یک نامه به آقای دکتر جاسبی بنویسند. آنها میل خودشان است ولی اگر می خواهید بر اساس سلسله مراتب اقدام کنید، روند منطقی این است. با من هم می توانید با مراجعه به اتاقم در طبقه چهارم فیزیک پلاسما، یا از طریق باکسم(Box)  در طبقه سوم همانجا، یا از طریق وبلاگم که آدرسش را پشت در اتاقم زده ام و بلاخره در کلاسهایی که با شما دارم تماس داشته باشید.

در رشته مهندسی هسته ای  شاید آشناترین نام برایتان انیشتن باشد. چند نصیحت کاربردی از انیشتن:

کنجکاوی، پشتکار و تمرکز روی کاری که انجام میدهید را به یاد داشته باشید. در مورد پشتکار، انیشتن می گوید، من استعداد زیادی ندارم تنها زمان زیادی را برای حل مشکلات صرف می کنم. و در رابطه با تمرکز ما ضرب المثلی داریم که می گوییم: با یک دست دو تا هندوانه نمی توان بلند کرد. انیشتن می گوید در یک زمان روی دوتا اسب نمی توان سوار شد. " شما می توانید هر چیزی را انجام بدهید ولی نه همه چیز را" .

باز هم از انیشتن خواهم گفت ولی ابتدا چند نصیحت آموزشی.شما که ثبت نام کردید مشاهده کردید که همه چیز اینترنتی انجام شد. این یک حسن دارد، که رفت و آمد نمی کنید. و یک عیب. عیبش اینست که احتمال دارد اشتباه کنید، چون نظارت نمی شوید. برای حل این مشکل ما برایتان یک جدول انتخاب دروس بر حسب ترم تهیه کرده ایم. اگر مطابق آن جدول دروستان را انتخاب کنید، تضمین می کنم، هر درسی لازم دارید، ارائه شود. به تعداد لازم هم گروه های درسی ارائه شوند که با پر شدن کلاس مواجه نشوید. کلاس ها و امتحانات با هم تلاقی نداشته باشند. تمام پیش نیازها و هم نیازها هم رعایت می شود و شما در ترم بعد به تعداد کافی واحد جهت اخذ کردن دارید. ولی اگر این برنامه را رعایت نکنید، ممکن است در ترم زوج به درس ترم فرد نیاز داشته باشید و ارائه نشود. یا کلاس ها تلاقی داشته باشند،  یا در یک روز چند تا امتحان داشته باشید و ... اگر بی نظمی بکنید مسئول عواقبش هم خودتان هستید.

اما اگر مطابق برنامه انتخاب واحد کردید، نگران هیچ چیز نباشید.همه چیز به آرامی و به تدریج پیشرفت خواهد کرد. به قول "ونه گات" که در دانشگاه MIT  صحبت می کرند: "نگران آینده نباشید. اگر هم دلتان می خواهد نگران باشید. فقط این را بدانید که نگرانی همان اندازه موثر است که جویدن یک آدامس بادکنکی در حل یک مسئله جبر!"

پس فقط روی خوب درس خواندن و خوب درس خواندن و خوب درس خواندن، تمرکز کنید. رتبه، کار، ادامه تحصیل همه شان مدیون پشتکار شما هستند. مثل یک تمبر پستی باشید. وقتی شروع به کار می کنید، به آن بچسبید و تا مقصد تحت هیچ شرایطی رهایش نکنید. در همین رابطه یک نصیحت مادرانه دارم. دانشگاهتان و رشته تان را انتخاب کرده اید و ثبت نامتان را هم کرده اید. پس دیگر شک نکنید. اگر می خواهید نشان بدهید که قدرتمندید در همین درسی که دارید می خوانید خودتان را ثابت کنید. اگر امروز مایلید که رشته تان را عوض کنید و تغییر رشته بدهید، مطمئن باشید که پس از دو ترم مایلید رشته جدید خود را هم تغییر دهید. و این دور ادامه خواهد داشت.

و دیگر اینکه به قول انیشتن" سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید. وقت خود را برای موفق شدن هدر ندهید. تلاش کنیداستعدادها و موهبت های خود را در راهی که برای دیگران مفید است صرف کنید. هر گاه با ارزش شدید موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد."

هم چنین ونه گات می گوید: " برخی حقایق لاینکف را بپذیرید. قیمت ها صعود می کنند. سیاستمداران کلک می زنند، و شما هم پیر می شوید. و آنگاه که شدید، در تخیلتان به یاد می آورید که وقتی جوان بودید، قیمت ها مناسب بودند، سیاستمداران شریف بودند، و بچه ها به بزرگ تر هایشان احترام می گذاشتند. به بزرگ تر ها احترام بگذارید."

چند تا هم از تجربیات معلمی خودم بگویم. شاید به درد هم دنیایتان بخورد و هم آخرتتان: ببینید ما معلم ها اینطوری هستیم که اگر سر جلسه امتحان سوالی بکنید، تا جایی که راه داشته باشد برایتان توضیح می دهیم و راهنماییتان می کنیم.حتی ممکن است یک قسمت کوچک جواب را هم بگوییم تا راه بیفتید و مسئله را حل کنید ولی وای به حال وقتی که به جای پرسیدن از ما از بغل دستی بپرسید. اگر تقلب ببینیم ازش نمی گذریم. حتی ممکن است روی جواب های درسستان هم خط بکشیم و و صفرتان بدهیم. زندگی ، بزرگ آزمون حیات ماست و خدا هم اول رب و معلم آدم. پس همیشه صادق باشید. کسانی که روراست هستند و درستکار، کم یا زیاد، دیر یا زود ، بالاخره قبول می شوند، آن ها که تقلب کنند، یکبار جستی ملخک، دو بار جستی ......

دیگر این که : ما معلم ها وقتی ورقه تصحیح می کنیم، دنبال بهانه می گردیم که نمره بدهیم. یک نکته کوچک که درست نوشته شده است، یک جمله که نشان دهد مطلب را فهمیده اید و .. حالا شما هرچه هم خط خطی کرده باشید ، غلط نوشته و خط زده باشید. اگر بالاخره جواب را پیدا کرده اید، بفرمایید این هم بیست. ممکن است ورقه تان مثل شاگرد ممتاز کلاس که مرتب و تمیز و بدون خط خوردگی نوشته، نباشد، ولی آخرش با همه اشتباهات راه درست را پیدا کرده اید و نمره خوب می گیرید. از اشتباه کردن نترسید، به شرطی که دست از تلاش برای جبران اشتباهاتتان برندارید. انیشتن می گوید: " کسی که هیچوقت اشتباه نمی کند، هیچوقت هم چیز جدیدی یاد نمی گیرد." اشتباهات شما را بهتر، زیرک تر و سریع تر می کند. اگر از آن ها استفاده مناسب بکنید.

چیزهای دیگری هم هست مثل این که : مهم نیست ورقه تان را زود بدهید یا دیر بدهید، طول زمان مهم نیست. کیفیت آن چه نوشته اید مهم است. و ...

خوب، به همه این حرف ها خواستید عمل کنید، خواستید نکنید. اما اگر به همه این مسائل بی توجهید حداقل به یک نصیحت من عمل کنید. اطلاعیه های روی برد ها و در و دیوارها را بخوانید. بعضی وقت ها مسایل مهمی به شما تذکر داده شده است.

من اطلاعیه هایم را پشت در اتاقم در پلاسما، و روی وبلاگم می گذارم. بخشی از آن ها هم پشت در اتاق آقای نظر پور در همین طبقه، همین دانشکده نصب می شود.

برای همه تان آرزوی موفقیت دارم، ما هم کمکتان می کنیم.

ما اینجاییم تا عشق را تدریس کنیم

والسلام

/ 8 نظر / 7 بازدید
دانشجو

خانم دکتر یک کمی هم ما سال آخری ها رو که داریم از این رشته ی نارنین جدا میشویم رو تحویل بگیرید و دلداری دهید....

آسمان

البته یک مهندس بیکار تحویل جامعه می دین چون برامون کار نیستش

سلام

من که سال آخری هستم جلسه معارفه نیومدم و به سختی کارم رو پیش بردم.ولی الان فهمیدم به جز شما کسی کاری برای ما نمی کنه.فکر می کنم آقای نظر پور اگر می تونستند همیشه در اتاقشون رو می بستند.من از خیلی چیزا انتقاد دارم.ولی می دونم که اگه به ایشون بگم میگن به ما مربوط نمی شه.مسئولین بالاتر که بماند.خلاصه اینکه هنوز احساس غریبگی و دلسردی دارم.

من

سلام.استاد من نمیدونم به کی بگم.سر کلاس همیشه تمرکز ما به هم میریزه.یا صدای جوشکاری می یاد یا بچه ها توی راهرو دارن سر و صدا می کنن.به نظر شما برای یه درس تخصصی که استادش مایل نیست یه مطلب رو دوبار توضیح بده تمرکز لازم نیست؟؟این حداقل خواسته ی یه دانشجوئه.اونم این دانشگاه با این همه هزینه!یعنی امکان نداره کارهای ساختمانی رو وقتایی که کلاس نیست انجام بدن؟؟روزهای تعطیل،صبح خیلی زود...باور کنید بازده آدم خیلی پایین می یاد.

فریبا

سلام و خسته نباشید. من دانشجوی دانشگاه شما نیستم . رشتم مکانیک جامدات بود و حالا واسه ارشد رشته ی مهندسی هسته ای گرایش راکتور قبول شدم!!!! و چون اطلاعی از این رشته نداشتم توی سرچام با شما و وبلاگتون آشنا شدم!ای کاش ما هم در دانشگاهمون یکی مثل شما داشتیم. حرفاتون خوبن و دلنشین. واقعا از شما ممنونم. منم مثل خیلی ها میخواستم این رشته رو تغییر بدم اما منم به حرف شما رسیدم: " از کجا معلوم که دو ترم دیگه نخوام اون رشته رو هم تغییر بدم" .اما یک کمک از شما میخوام: آیا من بعد از فارغ التحصیلی توی شیراز میتونم تدریس کنم با داشتن این مدرک؟؟؟؟ اگه آره ، چه جوری و اگه نه ، پس چی کار باید بکنم؟ با توجه به این که به دلیل شرایط زندگیم باید توی شیراز بمونم. باز هم ممنونم از کمکتون.[لبخند]

ورودی 90

سلام خانوم دکتر این بابا که کامنت گذاشته (آسمان) .. ایشون درست میگه یعنی ما بعد فارق التحصیلی بیکاریم وبرامون هیچ کاری نیست؟

سلام استاد وبلاگتونم مثل كلاساتون به من آرامش مي ده . من سال آخر كارشناسي هستم .از همون روز اول كه سر كلاس مقدمه اي با شما آشنا شدم خيلي دوستتون داشتم. دلم مي گيره وقتي فكر مي كنم بعدش اگه يه دانشگاه ديگه قبول بشم ممكنه شما رو نبينم و يه جورايي خوشحالم كه 9 ترمه مي شم [لبخند] شما كتاب زن توانا نوشته فان گرمر رو خوندين؟ به نظر من شما مصداق واقعي يه زن توانا هستين و من افتخار مي كنم كه يه خانوم توي شرايط جامعه ما توي رشته اي كه خيلي ها (عوام) مي گن مردونست به درجه بالايي رسيده.كشور ما به استادايي مثل شما نياز داره و....سرتونو درد نيارم فقط اينكه خيلي دوستتون دارم

اختيار زندگي خود را به دست گيريد ،چه روي خواهد داد؟ چيزي وحشتناك: كسي را براي سرزنش نخواهيد يافت.(اريكا يونگ)