مهندسی هسته ای

سفر به دل اتم

برای دکتر شهریاری (3)
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٧  کلمات کلیدی:

به نام خدا

آغاز ماه محرم را به دانشجویان عزیز تسلیت می گویم. این یادبود بی مناسبت با این ایام نیست. بخوانید..


امروز به مناسبتی یکی از قرآن های قدیمی ام را گشودم و لای آن کاغذ کپی شده ای را یافتم که حدود ده سال پیش از آقای دکتر شهریاری دریافت کرده بودم. ایشان این قصیده زیبا را خوانده بودند و از آن کپی تهیه کرده بودند تا دوستانشان را نیز در لذت خواندنش شریک کنند.

هنوز که هنوز است نمی دانم این شعر از کیست و کجا چاپ شده است -و به همین دلیل از سراینده اش غذر خواهی می کنم- ولی عنوانش هست " چهارده گیسوی درهم ریخته" و زیرش نوشته " ابیاتی از مثنوی شیعه نامه" و این طوری شروع می شود:

در عدم بودیم، مستور وجود

تا محبت پرده ی ما را گشود

بود تنها حضرت پروردگار

خواست تا خود را ببیند آشکار

آفرید آیینه ای در خورد خویش

 داد او را سینه ای در خورد خویش

سینه ای سینا تر از طور کلیم

سینه ای سرشار از خلق عظیم

نام آن آیینه را احمد(ص) نهاد

گام او را بر خطی ممتد نهاد

...... 

(تا به این توصیفات آسمانی می رسد)

چارده نوح به دریا متصل

چارده روح جدا از آب و گل

چارده دریای مروارید جوش

چارده سیل سراپا در خروش

چارده سر چارده سردار دین

چارده تفسیر قرآن مبین

چارده گنجینه ی علم لدن

چارده شمشیر پولاد آب کن

....

بنگرید آواره ی تبعید را

آن که از نااهل سر پیچید را

گرد این تبعید بر دامان من

مهر تاییدی است بر ایمان من

و شاید آقای دکتر این قسمت را وصف حال خود یافته بودند که می گوید:

شیعه یعنی امتزاج نار و نور

شیعه یعنی راس خونین در تنور

شیعه یعنی هفت وادی اضطراب

شیعه یعنی تشنگی در شط آب

دار بر پا کن که منصور آمدیم

چون کلیم از عرصه طور آمدیم

بار دیگر تا کجا غوغا کنیم

طور دیگر را کجا بر پا کنیم ....

آیا هنوز هم جوانان تحصیل کرده ی ما این چنین اشعاری را می خوانند؟ نمی دانم که آیا این روزها هم دوستان دانشجو چنین هدیه هایی به یکدیگر می دهند و یا به همدیگر معرفی می کنند یا به چیز های دیگری علاقه مندند. نمی دانم، شما بگویید...