مهندسی هسته ای

سفر به دل اتم

برای دکتر مجید شهریاری(1)
ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱۳  کلمات کلیدی:

به نام خدا

در چند روز اخیر خانواده مهندسان هسته ای ایران یکی از تلخ ترین حوادث عمر خود را تجربه کرد. روز دوشنبه 8 آذر ماه سال 1389 به دنبال توطئه ای که بدون تردید توسط دشمنان مردم ایران طراحی و اجرا شده بود، نابغه هسته ای ایران، دکتر مجید شهریاری به سوی رب اعلی پر کشید. این حادثه علاوه بر اقوام و دوستان ایشان، تقریبا همه کسانی را که به نحوی با دانش هسته ای سروکار داشتند، به سوگی بزرگ نشاند. ماتم فقدان ایشان را به همه کسانی که عمیقا سوگوارند، مخصوصا دوست عزیزم سرکار خانم قاسمی و فرزندان برومندشان تسلیت گفته و برای ایشان آرزوی صبر و سلامتی می نمایم.

برای مطالعه خاطراتی از ایشان به ادامه مطلب مراجعه کنید.


 

به پاس بزرگداشت یاد دکتر شهریاری، و از آن جا که همه ما در این اندوه بزرگ مشترکیم، تصمیم گرفتم از این طریق برخی از خاطرات خود را با دوستان دانشجو به اشتراک بگذارم. ولی قبل از آن

لطفا برای شادی روح بزرگ شهید دکتر شهریاری فاتحه قرائت کنید.

اولین باری که اخلاق تحسین برانگیزشان مرا تحت تاثیر قرار داد، مربوط به زمانی بود که من دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی شریف بودم و ایشان که یکی دو دوره بالاتر از ما بودند استاد حل تمرین یکی از دروسمان بودند. من در یکی از جلسات حل تمرین غیبت کرده بودم و بعد از چند روز که ایشان را در دانشکده دیدم، علت غیبتم را توضیح دادم و یادم است که خیلی متاسف بودم. ایشان همان جا قلم و کاغذی برداشتند و گفتند که جلسه خیلی مهمی نبود. ما تنها روی این مسائل کار کردیم که قصه مسئله اول اینطوری بود و مسئله دوم هم از این طریق حل شد و ... خلاصه و مهمترین نکات کل جلسه را در نیم ساعت برایم توضیح دادند و من هنوز که هنوز است بهت زده ام که شدت احساس مسئولیت در ایشان چقدر بود که بدون تقاضای دانشجو ، اینطور داوطلبانه وقت گذاشتند و ان جلسه را کامل جبران کردند.

آقای دکتر بسیار با هوش بودند، حتی در حد نبوغ. ولی جالب اینجاست که ایشان از زیرکی و هوش اجتماعی فوق العاده ای هم برخوردار بودند. به طوری که همیشه هر حرفی را به زیباترین وجه ممکن بیان می کردند. حتی اگر این حرف گلایه از شرایط موجود بود، یا رد کردن دفاعیه یک دانشجو. در همین سال جاری داور پروژه یکی از دانشجویان ما بودند که رد شد. توضیحات ایشان آنقدر با ملاحظه بیان شد که احساس کردم که دانشجو هیچ احساس تحقیر شدگی یا سرزنشی نکرده و حتی احساس نمود مورد لطف قرار گرفته است که با این دقت و تیزبینی در مورد وظایف انجام نداده اش، راهنمایی شده است. سپس با رغبت در جهت تکمیل پروژه اش اقدام کرد.

آقای دکتر شهریاری بی دریغ می بخشیدند. ایشان از دانش و هوش بالایی برخوردار بودند و اغلب مورد مشورت قرار می گرفتند، و من بارها دیده بودم که برای رفع مشکل چگونه بدون چشمداشت وقت می گذاشتند. نه این که متوجه نباشند، یکبار به شوخی گفتند: "مشاوره" توی مملکت ما قیمت ندارد! و لابد اگر داشت ایشان ثروتمند! می شدند.

یادم می آید در همین تابستان گذشته در یک روز حوالی ظهر، دو تا دفاع تز متوالی در دانشکده ما برگزار می شد که آقای دکتر داور هردو آن ها بودند. پس از اتمام دفاع اول ، ایشان یک آنتراک کوتاه خواستند. فکر کردیم شاید خسته شده اند، یا چند تا تلفن ضروری دارند. ولی پس از آن که همه اساتید با استراحت ده پانزده دقیقه ای موافقت کردند، آقای دکتر سراغ نماز خانه را گرفتند. معلوم شد که نمی خواستند فیض نماز اول وقت را از دست بدهند.

روحشان شاد باد

خداکند وقتی از آن بالا ما را نگاه می کنند نا امیدشان نکنیم.